91/09/29 شب یلدا
پانیسا عزیزم فردا شب خونه مامان مینا دعوتیم وتو اولین سالی هست که پیش ما هسشتی شب یلدا یا همون شب چله یلدا بر تو مبارک دخترم
نویسنده :
SEDIMAMAN
19:42
91/10/09 شعر برای دلبندم
عروسک قشنگ من عروسک قشنگ من قرمز پوشیده تو رخت خواب مخمل آبی خوابیده یه روز مامان رفته بازار اونُ خریده قشنگتر از عروسکم هیچکس ندیده. عروسک من چشماتُ وا کن وقتی که شب شد اون وقت لالا کن بیا بریم توی حیاط با من بازی کن توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن. دس دس دسی دس دس دسی بابا جون میآد صداش توی ایون میآد بابا جونم با مهمون میآد با چهرهی خندون میآد. دس دس دسی مامان جون میآد صداش توی ایوون میآد توی حیاط هی بارون میآد صداش توی ناودان میآد. صبح به مامان سلام میدم صبح به مامان سلام میدم صبح به بابام سلام میدم همین که چشمام وام...
نویسنده :
SEDIMAMAN
19:42
91/09/25 روضه
دختر عزیزم دیروز من یه نذر بزرگ داشتم اونم سفره حضرت رقیه بود کلی خسته شدیم هر دومون گاهی وقتا که می خوابی دلم خیلی برات تنگ میشه دوست دارم گلم هفته بعد شب یلداست و تو اولین ساله که یلدا پیشم هستی هندونه مامان از این بابت خیلی خوشحالم اینم خانم من بغل مامان جونی ...
نویسنده :
SEDIMAMAN
19:42
91/09/18 پایان چهارماهگی پانیسا
91/09/20 واکسن 4ماهگی عروسکم
الهی فدات بشم مامان امروز رتیم واکسن 4 ماهگیتو زدیم وقتی پاهاتو گرفته بودم چشمم بستم تا نبینم درد کشیدن تو ولی ک دفعه صدای هق هق گریه ات داغونم کرد جوری بود که امدیم خونه تا غروب مریض بودم و حال نداشتم اما ازت به خوبی مراقبت کردم نازگلم مدام حوله سرد گذاشتم روی پاهات وقطر تب بر هم سر ساعت بهت دادم میدونم خیلی تلخه اما مجبور چون دوست ندارم هرگز ناراحتی تو روببینم امدیم بیرون تو بغلم آروم گرفتی تو ماشین شیر خوردی چسبیده بودی بهم انگار میدونستی من مامانتم
نویسنده :
SEDIMAMAN
19:42



